چهار راه سکوت
چهار راه سکوت مردی که در انتخاب اش حیرت زده شده است

چکیده:

هرجامعه متمدنی که ادعای پیشرفت علوم را دارد خالی از حکومت نبوده است. سابقه حکومت داری هرچند به شکل ابتدایی آن، قبل از میلاد تاهنوز در جوامع انسانی وجود داشته است؛ که بر روابط فردی واجتماعی مردم تأثیرگذاربوده است. فیلسوفان که تولید کننده اندیشه های فلسفی است. اندیشه ها ومسائل فلسفی در طول تاریخ فراز وفرود های زیادی دیده است. گاهی براوج توجه مردم وگاهی در انزوا قرار گرفته است. حالا ضروت دارد که بدانیم چه عامل در سعود ونزول رواج فلسفیدن و انتشار اندیشه های فلسفی وجود داشته است. عوامل زیاد ممکن داشته باشد یک از عوامل آن نقش حکومت ها در شدت وضعف اندیشه های فلسفی است.می دانیم که فیلسوفان در تحت قلمرو حاکمان زمانشان می زیستند. حاکمان درزندگی فیلسوفان بی تأثیرنبوده است بنابراین این بررسی مدعی بازتاب اجمالی نقش حکومت ها درشدت وضعف اندیشه های فلسفی است. که ازروش کتابخانه ای درجهت گیرد آوری مطالب کارگرفته و از روش توصیفی تحلیلی در بررس مطالب وبرونداد آن استفاده کرده است. که آوردن دونمونه نقش حکومت ها در شدت وضعف اندیشه های فلسفی در دو حوزه تمدنی غرب وشرق پرداخته که روند بررسی مهم ترین نتایج زیر بدست آمده است.

1­- برخورد حکومت های در غرب وشرق براندیشه های فیلسوفان نزیک هم بوده است.

2­- هرگاه اندیشه های فلسفی را حکومتی قبول کند نقش حمایت گری بازی خواهد کرد وسبب گسترش وتوسعه آن اندیشه خواهد شد. بنا براین لازم است که فیلسوفان خود حاکمیت سیاسی را بدست گیرند تافرد شایسته حکومت برمردم باشند وهمچنان سبب گسترش حقیقت جویی ومباحث عقلانی شوند. اگر خود نمی توانند حاکم شوند حد اقل اندیشه های فلسفی را به حاکمان وقت خوب تفهیم کرده وجلوی تضعیف گری حکومت ها را بگیرند.3­- در اتهام سقراط خواندیم ایشان به اغواگری جوانان وتوهین وبی احترامی به ادیان آن زمان متهم است. همچنان که دراتهام شیخ اشراق هم شبه این بوده است، چنانچه ایشان را مقامات مذهبی وقت به حرف های خلاف دین متهم می کردند. ایشان را حطرناک برای حکومت توصیف کردند و ازحاکم وقت تقاضی مجازات را نمودند.

کلید واژه:  نقش، حکومت، شدت، ضعف، شرق، غرب، اندیشه های فلسفی.



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 04 تیر 1394 :: 16:28 :: نويسنده : saberzu

 

بسم تعالی

بررسی مفهوم وجود از دیدگاه مکتب اشراق

مقدمه: هیچ مکتب فکری فلسفه‌ای، بدون مقدمات زمینه‌های قبلی به وجود نیامده است؛ فلسفه اشراق نیز مشمول همین قانون کلی است. فلسفه اشراق نگاهی است جدید به فهم دریافت بشر از نظام هستی نحوه قرار گرفتن مراتب هستی، درسلسه وجود و آفرینش است. ناگفته نماند که انسان وقتی از مرحله‌ی شک و سفسطه عبور کرد و به واقعیت ماورای ادراک اعتراف نمود با بسیاری از موجودات روبرو شد، این موجودات در عین این‌که از هم ممتاز و نسبت به یکدیگر بیگانه‌اند، در اصل هستی مشترک بوده و در وجود با یکدیگر متحد می‌باشند.

گروهی از این فلاسفه بر این عقیده‌اند که واقعیت اصیل یک شیء را ماهیت آن تشکیل داده و آنچه در این مورد وجود نامیده می‌شود چیزی جز یک عنوان اعتباری نیست. گروهی دیگر برعکس، وجود را اصیل دانسته و ماهیت را یک امر اعتباری به شمار می‌آورند.

فیلسوف اشراقی شهاب‌الدین سهروردی ازجمله کسانی است که قائل به اصالت ماهیت بوده و وجود را یک امر اعتباری می‌داند.

نگاهی دیگری به جهان هستی دارد ودرهستی شناختی خودش از واژه نور به‌کارگرفته در بعضی اشارات آن مصادف باوجود دردیگرمکتب فلسفی است که درحالی‌که اصالت ماهیتی است. ازاین‌رو، ضرورت احساس می‌شود که بدانیم وجود و ماهیت در نزد مکتب اشراق به چه معناست. ومنظوراز اعتباری وجود چیست؟ برای تحقق همین منظور این بررسی کوتاه که در اینجا سؤال اصلی ما را که مفهوم وجود در مکتب اشراق ازچه جایگاه برخوردار است؟ تشکیل می‌دهد برای پاسخ به این مسئله آن را در دو بخش، بخش اول کلیات و بخش دوم اعتباری وجود پی خواهیم گرفت انشاء الله.

 محمد صابر ذوالقرنین



ادامه مطلب ...
شنبه 17 خرداد 1393 :: 01:45 :: نويسنده : saberzu

مقدمه:حقوق بشراصطلاحی نسبتاً جدیداست که پس ازجنگ جهانی دوم وتأسیس سازمان ملل متحد درسال 1945 وارد محاورات روزمره شده است .اما از همان ابتدا اختلافات بنیادین در این خصوص وحود داشته که برداشت مورد قبول ازمفاهیم بنیادین حقوق بشر چیست ؟مثلاً اینکه کدام حقوق، ذاتی انسان است؟

چه کسی آنها را مشخص می کند؟ ایا می توان انسان را به صورت انتزاعی و مستقل از جامعه ای که به آن تعلق دارد اوضاع واحوال اجتماعی، فرهنگی واقتصادی  زیستگاه وی،  فرض کرد ودارای  حقوق دانست؟ اینها سئولاتی است که باید دربستر مبانی  وپیش فرضهایی  که در همه قرائتهای حقوق بشری وجود دارد، پاسخهای متفاوتی برآن یافت ازهمین رو مکاتب واندیشمندان جهان درصدد تعریف حقوق بشربرآمده، اززاویه های مختلیف تعاریف گوناگون را ارائه کردند.

برای شناساندن هرعلمی ویا امتیازی که حق ویاتکلیف خوانده می شود نیازبه تعریف دارد. اگرتعریف نشود مبهم وناشناخته خواهد ماند. وحدود وصغور آن علم معلوم نمی شود که آن علم چه هدف را دنبال می کند ومسائل مطرح درآن کدام است وبران چه وضع شده است وروش شناسی آن علم چگونه است وکدام مشکل انسان را حل خواهد کرد.

باتعریف هرعلمی روشن می شود مسیرکه آن علم تعقیب می کند کدام است وملاک ها وظوابط بکاررفته درآن چیست وعلم حقوق ازاین امرمستثناء نخواهد بود. که حقوق بشر یکی از شاخه های علم حقوق است برای روشن شدن آن نیازبه تعریف وبرری دارد وهمچنان نیازاست که بدانیم تعاریف ارائه شده ازکدام زوایه های است آیامی شود آنهارا دسته بندی کرد

که سؤال اصلی این بررسی کوتاه این است که چه تعاریفی ازحقوق بشرارائه شده وچگونه می توان آن راارزیابی کرد؟برای پاسخ به این سؤال درسه بخش آنرا اجمالا پاسخ خواهیم داد

بخش اول کلیات، بخش دوم انواع تعارف حقوق بشر،بخش سوم نگاه تطبیقی به تعاریف حقوق بشرخواهیم داشت.

ذوالقرنین



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 08 اسفند 1392 :: 00:42 :: نويسنده : saberzu

منطق حقوق

شامل مباحث ذیل خواهدشد

1- مبانی حقوق

2- قواعد حقوق

3- روش های تفسیر قوانین

4- معرفت شناسی حقوق

5- روش شناسی علم حقوق

هر مبحث  تصیلات خودش را دارد که در جای خودش مطرح خواهد شد.

چهارشنبه 02 بهمن 1392 :: 14:50 :: نويسنده : saberzu

نظريه تكامل و نسل كنوني بشر

درسيرتكامل انسان خداشناسي وخودشناسي بي تأثيرنيست مي دانيم كه مهم ترين و نزديك ترين راه خداشناسي نيز خود شناسي است. اگر انسان، خود را شناخت، ذات اقدس اله را بهتر و آسان‏تر مي‏شناسد و اسماء و صفات و افعال و آثار او را مي‏فهمد و هميشه به ياد او خواهد بود.

 

از جمله مطالبي كه طرح آن پيش از ورود به بحث «شناخت انسان در قرآن»، مناسب به نظر مي‏رسد، اشاره به «نظريه تكامل» و نيز تبيين وضع انسان هاي كنوني از حيث ريشه است.

 

فرضيه تكامل دارويني بر اين مبناست كه موجودي بدون روح، كم كم داراي روح شده و به صورت حيوان،مراحل كمال را پشت سر گذاشته و به شكل بوزينه و ميمون درآمده است. سپس با تطوّراتي ديگر و از دست دادن عضوهايي از بدن به صورت انسان دو پا و داراي قدرت سخن، تكميل شده است.

 



ادامه مطلب ...
شنبه 30 شهریور 1392 :: 21:14 :: نويسنده : saberzu

ضربه فرهنگی: عبارت ازاین که شخصی باعقایدی که دراوشکل گرفته بافرهنگی ورسم ورواجی که دراوزندگی کرده درمحیطی وفرهنگی قرارمی گیرد با فرهنگ وعقاید آن درتضاد است دچار ضربه فرهنگی می شود. اهمیت فهم ضربه فرهنگی: دانستن این موضوع ازاهمیت خواصی در زمینه خودش برخوردار است. باشناخت جوامع خود می توان آثار ضربه فرهنگی خصوصاً ضربه فرهنگی که انسان را به انحراف بکشاند شرنویشت انسان برایش ارزشمنداست نباید بقیمت دنیای دیگران آنرا بفروشد ونسبت به آینده خود چه درباب عقید وفرهنگ ورسم ورواج عرف مقبول باشد بی توجهی کرد .بنابراین برای تربیت انسان ونسل او دانستن این موضوع قابل توجه و خالی ازومفاد نخواهد بود.



ادامه مطلب ...
شنبه 30 شهریور 1392 :: 21:09 :: نويسنده : saberzu
 سؤال اصلی :حکم معاملات صغیرممیز چیست؟
 

در تبیین این سؤال می توان گفت که یکی ازشروط معامله داشتن اهلیت است ودرعدم آن معامله باطل خواهد بود در صورت که صغیر ممیز توانایی فهم ضرر ونفع خود را دارد آیا صغیر ممیز مانند دیگرمحجورین اهلیت معامله را ندارد؟

 

درحالیکه دیگرمحجورین به این دلیل که آنها توانایی شناخت ضرر و نفع خویش را ندارند مگر ورشکسته که دلایل خاص وجود دارد واجد شرایط معامله شناخته نشدند.

 

آیا صغیرتقسیم بندی شده کدام صغیرمی تواند معامله کند حکم معاملات کدام صغیر باطل است وشامل عدم اهلیت می شود واگرصغیر ممیزباشد می تواند معامله کند اگر می تواند باچه شرایط  و درکدام معاملات که دراین تحقیق مورد برسی قرار خواهد گرفت.

 

محمد صابر ذوالقرنین



ادامه مطلب ...
یکشنبه 22 بهمن 1391 :: 20:53 :: نويسنده : saberzu

22 بهمن روزی به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی مبارک شما دوست داران انقلاب باد

یکشنبه 02 مهر 1391 :: 22:40 :: نويسنده : saberzu

 

برگزاری همایش هنر وبیداری اسلامی دراتیوپی

همایش هنر و بیداری اسلامی از سوي رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و با مشارکت دانشجویان دانشگاههای مختلف اتیوپی عضو NGO خانه حکمت هنر در محل سالن شهرداری آدیس آبابا برگزارشد.

 

به گزارش اداره كل روابط عمومي و اطلاع رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي،هنر اسلامی با ابعاد مختلفش در اتیوپی از قدمت خاصی برخوردار است و اکنون این گروه از جوانان در صدد احیاء و ترویج آن هنرهای اسلامی بر امده اند .

 

یکشنبه 02 مهر 1391 :: 22:40 :: نويسنده : saberzu
 

رهبر معظم انقلاب از خرداد سال 1368 تا فروردین ماه 1390 در 148 سخنرانی از واژه بیداری اسلامی استفاده کرده اند که بیشترین این بیانات به سال 1389 و همگام با تحولات در کشورهای مسلمان منطقه مربوط می شود.

 رهبری معظم انقلاب اسلامی از واژه "بیداری اسلامی" برای اولین بار در 26 خرداد ماه سال 1368 استفاده کردند و طی سخنانی فرمودند:« امروز استکبار جهانى و قلدرهاى سیاسى عالم و امپراتوریهاى زر و زور در سرتاسر جهان که در فساد و انحطاط غرقند، با اسلام و نظام اسلامى دشمن هستند؛ زیرا افشاگر و تهدید کننده‌ى آنها، اسلام و بیدارى مسلمین است. طبیعى است هر کارى که علیه اسلام و نظام اسلامى و جمهورى اسلامى از عهده‌ى آنها برآید، مى‌کنند.»

ایشان همچننین در 11 اسفند ماه همان سال پیش بینی جالبی در مورد نظام های دست نشانده کشورهای مسلمان نشین کردند و فرموند:« ما از بیدارى اسلامى در سراسر دنیا حمایت مى‌کنیم و مسلمانهایى را که در نقاط مختلف عالم مى‌خواهند به زندگى و فرهنگ اسلامى خود برگردند، تأیید مى‌کنیم؛ چون حق آنهاست. آنچه که امروز در دنیا شنیده مى‌شود، همه یک‌طور نیست. شعارها، همه به یک حقیقت اشاره نمى‌کنند. قضاوت درباره‌ى مسائل مسلمانها در عالم، قضاوت یکسانى نسبت به همه نیست؛ اما آنچه براى ما محترم است، همان بازگشت به اسلام از سوى مسلمانهاست. امروز، مسلمانان عالم حق دارند اسلام و قرآن را گرامى و عزیز بدارند و گرامى و عزیز هم خواهند داشت و به زندگى اسلامى هم برخواهند گشت و تلاشها و سرکوبها هم هیچ فایده‌یى نخواهد داشت.»

به هر حال رهبر معظم انقلاب از خرداد سال 1368 تا فروردین ماه 1390 در 148 سخنرانی از واژه بیداری اسلامی استفاده کرده اند که بیشترین این بیانات به سال 1389 و همگام با تحولات در کشورهای مسلمان منطقه مربوط می شود.

تاریخچه به کارگیری این واژه از سوی ایشان طی 22 سال گذشته نشان از عمق و وسعت این واژه دارد، هرچند کارشناسان علوم سیاسی و روابط بی الملل باید سال های در مورد رابطه بین بیداری اسلامی و علل انقلاب های اخیر در کشورهای منطقه تحقیق کنند و مجال پرداختن به این موضوع در گفتار ذیل وجود ندارد.

متاسفانه برخی مسوولان کشور  در قبال تحولات منطقه علی رغم تاکیدات مقام معظم رهبری واکنش مناسبی نداشته اند و این موضوع حتی اعتراضاتی در مجلس را هم در پی داشت و بسیاری از نمایندگان موضوع استیضاح وزیر امور خارجه را به دلیل موضع منفعلانه در قبال این تحولات مطرح کردند.

دکتر محمود احمدی نژاد هم در تحلیل و موضع خود در 24 اسفند 1389 در دیدار با خادمان ایثارگران و خانواده شهدا از "بیداری انسانی" به عنوان عامل اصلی ایجاد حرکت های انقلابی در کشورهای منطقه یاد کرد و افزود:« قدرت‌های مستکبر جهان و دنباله های آنها در حال سقوط هستند و موجی از اعماق توده های ملت ها که موجی انسانی و بیدار کننده انسان هاست،» این واژه در پیام نوروزی رئیس جمهور و همچنین مصاحبه خبری رئیس جمهور در فروردین ماه هم تکرار شد.

هرچند عده ای به کاربردن واژه "بیداری انسانی" در قیاس با واژه "بیداری اسلامی" به مسائل افراد حاشیه ساز دولت و مباحثی از جمله مکتب ایرانی مرتبط می دانند اما ما فارغ از این مباحث به خود واژه می پردازیم.

اولین سوالی که به ذهن خطور می کند این است که اگر منشاء این حرکات انقلابی بیداری انسانی است چرا این حرکت از یک کشور مسلمان آغاز و به سرعت در سایر بلاد مسلمین گسترده شده است؟ چرا این حرکت در بسیاری از کشورهای دیگر جهان که دارای حکومت فاسد و دست نشانده ای هستند رخ نداده است؟

نکته بعدی این که چرا در صدر شعارهای مردم منطقه جملات دینی و اسلامی قرار دارد، آیا این بدین معنی نیست که منشاء حرکات انقلابی منطقه ناشی از آموزه های و ایدئولوژی اسلامی است؟

اگر منشاء این تحولات بیداری اسلامی است چرا سردمداران غرب هر روز از تشکیل حکوت های اسلامی شبیه جمهوری اسلامی ایران ابراز نگرانی وترس می کنند؟

به طور قطع عدم تناسب منشاء‌ تحولات منطقه با این واژه بر کسی پوشیده نیست ، اما این که چرا رئیس جمهور به عنوان یکی از بارزترین رئیس جمهورهای استکبار ستیز جهان به جای فعال کردن دیپلماسی خارجی برای اثرگذاری مثبت بر این تحولات از این واژه استفاده می کنند جای سوال است که امیدواریم مورد توجه دکتر احمدی نژاد قرار گیرد.

 

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران