|
چهار راه سکوت چهار راه سکوت مردی که در انتخاب اش حیرت زده شده است درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ نويسندگان شنبه 30 شهریور 1392 :: 21:14 :: نويسنده : saberzu
ضربه فرهنگی: عبارت ازاین که شخصی باعقایدی که دراوشکل گرفته بافرهنگی ورسم ورواجی که دراوزندگی کرده درمحیطی وفرهنگی قرارمی گیرد با فرهنگ وعقاید آن درتضاد است دچار ضربه فرهنگی می شود. اهمیت فهم ضربه فرهنگی: دانستن این موضوع ازاهمیت خواصی در زمینه خودش برخوردار است. باشناخت جوامع خود می توان آثار ضربه فرهنگی خصوصاً ضربه فرهنگی که انسان را به انحراف بکشاند شرنویشت انسان برایش ارزشمنداست نباید بقیمت دنیای دیگران آنرا بفروشد ونسبت به آینده خود چه درباب عقید وفرهنگ ورسم ورواج عرف مقبول باشد بی توجهی کرد .بنابراین برای تربیت انسان ونسل او دانستن این موضوع قابل توجه و خالی ازومفاد نخواهد بود. نحوه شکل گیری شخیت آن جوان : اوجزتعلیمات که درخانه دیده است آن هم به شکل سنتی بمدرسه نرفته است چون درجای که زندگی می کرد مدرسه نبود زندگی خود را دردشت ودامن کوهای پرگل سبزوزیبا می گذراند در آنجا قبیله ای زندگی می کرد که از راه باغداری وزراعت امرارمعاش می کردند . دوره اول اجتماعی شدن را که ازتعلیمات والدین وهمسالان ومردم منطقه آموخته است ودرشکل گیری شخصیت آن هرکدام تأثیری ویژه ای دارد اومی داند که دراین منطقه چی عقایدی رسم ورواجی طرزلباس پوشیدنی درمراسم های مذهبی ویاغیرمذهبی یا بازی ها وسرگرمی های که بادوشتانش انجام می داد. ازجمله (توپ دنده، چهل وقری، طاقین پرانک وغیره...) بود، به آنه عادت داشت. بعدازمدتی قصد مهاجرت به کابل رامی کند. زمانی که وارد کابل شد حال وهوایی دیگری براو دست داد. خود را درمکان وزمانی دیگریافت بادیدن جاده ها ، نقشه ها مغازها ، پارک های منظم ساختمان های مجلل، شهر و بازار که قبلاٌ به آن مواجه نشده بود تعجب کرد باخود گفت چیزهای هست که من ازاو بی خبرمانده بودم . بعد ازساکن شدن درجایی که دراطراف آن هیچ یک ازقبیله او کسی نبود بلکه درهمسایگی خویش مردم را از قبایل گوناگون بافرهنگ های مختلف یافت که با فرهنگ خودش جوردرنمی آمد. نقطه شروع تغییر فرهنگی و ضربه خوردن فرهنگ او: بادیدن تلویزیون ها با شنیدن رادیوها مختلف باخواندن روزنامه ها ومجلات گوناگون خودرا دربرابر تبلیغات فرهنگهای جدید وهم متضاد می یافت . همسالان خود را می دید که به شکل های گوناگون لباس می پوشیدند نحوه غذاخوردن نحوه رفتارشان فرق می کرد. بعد ازمدتی که به مرحله رشد وفهم رسیده بود درجامه دعوت ها وتبلیغ های دیده وحس کرده مهمترین آنها سه فرهنگ مختلف بود 1-فرهنگ غربی 2-فرهنگی قبیله ای 3- فرهنگی اسلامی با آموزش های که می دید درمحیطی زندگی می کرد با الگوهای که ازآن تقلید می کرد درهمایشگاهای که اشتراک داشت بامهارت های که کسب کرده بود درفرهنگ قبلی خود دچار شک وتردید شده بتدریج آنرا عقب ماندگی می داند ازآن صرف نظرنموده به زندگی جدیدی که مخلوطی ازسه فرهنگ می باشد ادامه می دهد. |
||
|
|